محل و تاريخ ولادت او معلوم نيست. ممكن است در طرابوزان زاده شده يا بر اثر شهرت اين شهر بهعنوان مركز مطالعات فيزيكي و رياضي بدانجا جلب شده باشد. در طرابوزان نوعي فرهنگستان وجود داشت كه گريگوريوس خيونيادِس موجب اعتبار آن شده بود و جاذبهاش حتي در قسطنطنيه هم محسوس بود.
خريسوكوكْـسِـس نزد كشيشي بهنام مانوئل درس خواند كه او خود از شاگردان خيونيادِس و جانشين او در فرهنگستان بود. مانوئل با مطالعهٴ كتابهايي كه خيونيادِس از ايران با خود برده بود، شهرت يافت و در سال 1346 براي يوآنس خارسانيتِـس نامي رسالهاي درباب نجوم ايراني نوشت كه شامل جدولهايي نيز بود.
اين جدولهاي ايراني كه گاه آن را زيج يزدگردي ناميدهاند، براساس آغاز پادشاهي يزدگرد سوم در16 ژوئن سال 632 تنظيم شده است.
اين زيج را سليمان بن الياس معروف به شَربِـط هَه ـ ذَهَب (چهاردهم ـ 2)، در سال 1374 در سالونيك به عبري ترجمه كرد. مردخاي بن العاذر كومتينو (متوفا حدود 1485 ـ 1490 در قسطنطنيه)، شرحي به عبري بر آن نوشت. اين زيج در مغرب چندان معروف نبود. مردخاي بن ابراهيم فينزي (برآمدنش مانتوا 1441 ـ 1473) و همچنين يوسف دل مديگو (1591 ـ 1655) بدان اشاره كردهاند، وليآخري اهل كرت بود (يعني يك شرقي) و اين اشارهها حكم استثنا را دارند.
خريسوكوكْـسِـس علاوه بر رسالهٴ سال 1346، رسالههاي نجومي ديگري هم نوشت بهنام اعمال نجوم و زيج ايراني
(كه شايد عنوان ديگري براي كتاب اولي يا بخشي از آن باشد؟)؛1 تعيين مدار ماه در سال 1335؛ تعيين مدار خورشيد. همچنين رسالهاي در جغرافيا نوشت بهنام
اسامي شهرها و مكانها، كه در آن مختصات جغرافيايي شهرهاي مهم داده شده است.
اغلب در نسخههاي خطي، خريسوكوكسس را پزشك ناميدهاند، بنابراين بايد تصور كرد كه او در طرابوزان بهكار پزشكي اشتغال داشته است. ولي هيچ نوشتهٴ پزشكي از او ذكر نشده است.
زيج عمانوئيل بُنفيلْس (چهاردهم ـ 2)، بهنام شش بال كه در سال 1365 در تاراسكن تدوين شده (آغازش 1340)، بهوسيلهٴ يك بيزانسي بهنام خريسوكوكْسِس شرح شده است، ولي نه گريگوريوس (كه بهغلط گفته و تكرار شده است)، بلكه ميخائيل خريسوكوكْسِس كه در سال1435رئيس منشيان كليساي بزرگ طرابوزان بود. ميخائيل زيج عبري را از كجا ميشناخت و به آن علاقهمند شده بود؟ آيا ميتوانست آن را به زبان عبري بخواند، يا از ترجمهٴ لاتيني سال1406 استفاده كرده بود؟